سلام بابا دلم برايت تنگ است دوست دارم از خاطراتت فرار كنم تا چشمانم نبارد اما هر جاى زندگى ام نشانه توست همه گذشته من تو هستى عشقم و نفسم بودى ،مطمينم كه ان دنيا راحت و ارام هستى چون اينجا را بهشت كرده بودى انجا منتظر توست،ببخش كه اخرين بار با لحن تند بهت گفتم برگرد پيشمون ولى تو به دل گرفتي و رفتى پيش خدا
برچسب:
نویسنده: آرمان زارعیان