خرید بک لینک

با یاد خدا کارهای این روزام میرم پیاده روی به یه نگهبان سر کوچه بعدی چند بار کیک یا بستنی خریدم بهش دادم،یه بارم پول یه مردی که قبلا گاری دستی داشت و اهن و پلاستیک جمع میکرد،کیک و پول دادم و باهاش حرف زدم احساس کردم خوشحال شد،گفتم چرا دیگه گاری نمیاری گفت بچه هام سر کار دولتی هستن و یکیشون داخل درمانگاه دوست ندارن یه پیرزنی همسایمونه امروز اومد دم در گفت گرسنه ام براش غذا پختم ،پرتقال و سیب و ماست و پنیرم خریدم براش بردم دیگه برا گربه ها بعضی موقع غذا میبرم دم نانوایی بودم یه خانم اومد تا داخل شهر ما مسافره منم نوبتم بهش دادم کارهای کوچک اینطوری شاید زیاد مهم نباشه ولی احساس منو نسبت خودم بهتر میکنه و به خدا نزدیکتر میشم پ.ن من نمیتونم برای وبلاگهای دیگه پیام بزارم یعنی اصلا قسمت پایین که نوشته نظرات برای من پیدا نیست،اگه کسی میتونه مشکلم را حل کنه ممنون میشم

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۹ساعت 19:36&nbsp توسط خیال  | 

برچسب: نویسنده: آرمان زارعیان تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:16

صفحه بندی